۱۳۸۸ تیر ۲۸, یکشنبه

عمو خسرو سیصد و شصت و چند روز از تو می گذرد...





نوشتن ِساده ی« یک سال گذشت » برای کسانی ست که قائل به روزشماری و اسیر تقویم باشند. ساده نمی نویسم و سخت ام و مشکل؛ که ما همیشه با توایم و سفره نشین ات هستیم. سالگرد فقط بهانه ای ست،که بدانیم چقدر می گذرد که فقیر و تهی دست و دل شده ایم. هر روز ِ دوری از تو سالگردی برای ماست. چرا که در هر روز از سال های گذشته به ما لبخندی زده و عاشقی آموزانده بودی.
آری ...
دوباره يادمان افتاد كه عزيزي از قافله عمر جا افتاد .خسروي عزيزم، دوست خوبم به ياد تمام نقش‌هايت كه نسل من با آنها بزرگ شده‌اند، به ياد تمام شب‌هايي كه با «با صداي پاي آب» تو بخواب رفته‌ام، و به حرمت دل پاكت كه توان آزار هيچ كس جز خويش را نداشت، لحظه‌اي درنگ مي‌كنم و خاضعانه از درگاه حق برايت آمرزش طلب مي‌كنم و يقين دارم كه جاودانگي صدايت تا ابد در ذهن نسل‌ها باقي است.

۱۷ نظر:

ramin گفت...

روحش شاد...

پریا گفت...

هنوز تو را با حمید هامون به یاد می آورم... روحت شاد

ناشناس گفت...

تو می خوای من اونی باشم که واقعاً خودت می خوای من باشم!؟ اگه اونی باشم که تو می خوای، اونوقت دیگه من، « من » نیست؛ یعنی من ِخودم نیستم.(هامون) یادش بخیر

خسرو گفت...

و تو هنوز زنده ای...

محیا گفت...

ای وای براسیری کز یاد رفته باشد بر دام مانده باشد،صیاد رفته باشد آواز تیشه امشب،از بیستون نیامد شاید به خواب ِشیرین،فرهاد رفته باشد

عاطفه گفت...

من تو را با خانه سبز شناختم!! یادته؟ یکی از موندگارترین نقش هایت نقش رضا صباحی در خانه سبز بود! هرگز فراموش نمیکنم! روحت شاد

bamdad گفت...

من درد مشترکم؛

مرا فریاد کن!

مرجان گفت...

میدونی الان چی دیدم تو آب؟ ماهی عشق نور. بَیاح.

- عشق نور چیه؟

- ماهی های کوچولوی یه وجبی ان که عادت غریبی دارن. زندگیشون هم خیلی غم انگیزه... هیچ دلم نمی خواد بهت بگم... اونا... شبا، میان رو آب و تا یه نور بندازی روشون یه هو،هجوم میارن،می پرن بالا، تو نور... می خوان برسن به مرکز نور،می خوان نور رو ببلعن. اینه که می افتن روی خاک،یه خورده ورجه وورجه می کنند،بعد می میرن...
یادته؟؟ اینا رو تو گفتی...
اما دیگه نیستی درست مثل اون ماهی...

parastoo گفت...

نشانی خانه ات کجاست!؟

مونا گفت...

خسرو شكیبایی با هامون در تارک سینمای ایران جاودان ماند

masoud گفت...

hanuz sedash too gooshame, rohesh shad

مروارید گفت...

روحش شاد

pouya گفت...

marde khobi bood

pouya گفت...

bazigare tavan mand, ba sedaye bi nazir va deklame haye por az ehsas! iman daram ke nemune ash ra hargez nakhahim dasht , tak chehreye cinama roohet shad

armin گفت...

roohesh shad

حیاط خلوت گفت...

لرزش و خش خش صداش معركه بود .. درست مثل بازي كردنش. جاش خيلي خاليه

شهرام بیطار گفت...

سلام . دلم گرفت . خیلی دوست شون داشتم . روح شون شاد و یاد شون گرامی باد




با درود و سپاس فراوان : شهرام